خرید بک لینک

2. اقتدار ملی در پرتوی فرهنگ اسلامی - ایرانی، می تواند در آسیب «تقلیل گرایی» قرار گیرد، مغالطه ی جزء و کل، از مغالطات رایج در فضای پاسخ به مطالبات رهبری است. این که اضلاع متکثر و چند لایه ی فرهنگ سازی، تنها در یک ضلع و یا جزء آن محدود شود و ابعاد فراوان و با اهمیت دیگر، مغفول و یا حتی مطرود شوند.

3. آسیب دیگر در این عرصه، می تواند عارضه ی «سطحی نگری» و «قشری گرایی» باشد. آشنایان به رهنمود های فرهنگی مقامِ معظم رهبری، به خوبی درمی یابند که جوانب نگاه ایشان به حوزه «فرهنگ سازی» در لایه های ژرف و عمیقی حرکت می کند، در این نگرش «فرهنگ و دانش» هسته ی «نرم افزاری بازسازی و نوسازی تمدن اسلامی» است. کسانی که این دغدغه ی عمیق فرهنگی را در سطح های کم اهمیت تری چونان بدحجابی های غیر معاندانه و یا احیانا چند صوت و تصویر (هرچند نادرست) تفسیر می کنند، به عمقِ نگرانی های رهبر انقلاب دست نمی یابند.

4. عارضه ی دیگر در دغدغه های فرهنگی رهبر انقلاب، آن بود و هست که «جمع و ترکیب ارزش های فرهنگی» جای خود را به «حذف برخی از ارزش های فرهنگی» بدهد. در این گونه نگرش های افراطی و تفریطی گاه چونان «آزادی فکر و بیان» غلبه و سیطره می یابد که تمامی «ارزش های فرهنگی» دیگر را محو و یا کمرنگ می کند و ارزش های فرهنگی ای چون «حرمت مقدسات عقیدتی و دینی متدیان جامعه» را نادیده می گیرد و یا به انکار می سپرد، از دیگر سو نیز چونان نگرش های افراطی دیده می شود که برای «اصلِ آزادی» هیچ احترام و حرمتی قائل نمی باشند و نه تنها به تعبیر رهبر فرزانه انقلاب، آن را نعمتِ بزرگِ الهی نمی شمارند که آن را به عنوانِ شری شیطانی بازمی شناسند و فاصله از آن را «توصیه ای فرهنگی» قلمداد می کنند!

5. پیگیری مطالبات فرهنگی رهبر انقلاب، می تواند شعارها و رهنمودهای فراجناحی ایشان را، در مصادره هایی بیفکند که عملا به توقیف کاروان سیال و پویای فرهنگ انقلاب بینجامد. راهِ علاج، آن است که نگرش های راهبردی ایشان به چراغ های راهنما تبدیل شوند و تمامی اضلاع فرهنگ سازی اجتماعی (فارغ از گرایش ها و جناج بندی های سیاسی) به برنامه سازی و اجرای آن بیندیشند و همت گمارند.

6. مطالبات رهبر انقلاب از متولیان عرصه ی فرهنگ چند گروه اصلی را در برمی گیرد:

گروهِ نخست، متولیان دولتی هستند. در این مجموعه، مخاطبان مستقیم عبارتند از: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت آموزش و پرورش، وزارت علوم و تحقیقات و... ؛ و مخاطبان غیر مستقیم، بسی افزون ترند: از وزارت کشور تا وزارت مسکن و شهرسازی و... .

گروهِ دوم، متولیان حکومتی ولی غیردولتی اند. این گونه متولیان نیز برخی در خطاب مستقیمِ ایشان قرار داند و در دو دسته می گنجند. دسته ی نخست، نهادهای تصمیم ساز و یا قانون گذار چونان: شورای عالی انقلاب فرهنگی، کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی و ...؛ و دسته ی دوم، نهادها و موسسات متولی اجرایی عرصه ی فرهنگ چونان صدا و سیما، سازمانِ تبلیغاتِ اسلامی، حوزه ی هنری، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، سازمانِ فرهنگی هنری شهرداری، و ده ها موسسه دیگر.

گروهِ سوم، متولیان سنتی و تاریخی عرصه ی فرهنگند. یعنی حوزه های علمیه و روحانیت و نیز نهادهای نو تاسیس حوزوی در دهه های اخیر چونان دفتر تبلیغات اسلامی، جامعه المصطفی، و مراکز دیگر.

در خطاب متولیانِ عرصه ی فرهنگ، نباید به «فرافکنی» پرداخت و نقش ها و کارکردهای خود را نادیده گرفت و به بهای کم کاری و یا ناکارآمدی دیگر موسسات، از کارهای ممکن خود، رفعِ مسئولیت کرد. هر چند نباید بار تمامی ضعف ها و آسیب های فرهنگی را بر عهده یک نهاد یا سازمان قرار داد.

7. پیگیری مطالبات فرهنگی رهبر انقلاب، از منظرِ «عقلانیتِ فرهنگی» و «اعتدالِ فرهنگی» کارآمد می نماید. ابعاد این عقلانیت و اعتدال را می توان در رهنمودهای ایشان، شاخص گذاری کرد. به عنوانِ نمونه، نکاتِ زیر را که بارها در سخنان و پیام ایشان مورد تاکید قرار گرفته اند، یادآور می شود:

7.1: با تحمیلِ فرهنگی و یا تحذیرِ فرهنگی بایستی مقابله کرد اما تبادلِ فرهنگی که متکی بر انتخاب آزادانه است، ممدوح و ضروری است.

7.2: در مواجهه با «فرهنگِ غربی» تسلیم مطلب و خودباختگی روا نیست هر چند عناصری از فرهنگ غرب چون نظم، انضباط، ابتکار، تلاش، ریسک پذیری و ... ارجمندند.

7.3: سخت گیری غلط و خشن در عرصه ی فرهنگ چونان رها سازی کامل عرصه ی فرهنگ غلط و نادرست است.

7.4: در کارهای فرهنگی، کارهای ایجابی مقدم بر ابزارهای سلبی است.

7.5: پاسخِ کارِ فرهنگی، کارِ فرهنگی و پاسخِ ابزارِ فرهنگی، ابزار های فرهنگی است.

نکاتِ فوق و انبوهی از رهنمود های مشابه، نمایه ای از نگرش عقلانی و به دور از افراط و تفریط ایشان در «مواجهه فرهنگی» است. کسانی که می کوشند این ادبیاتِ متقن و خردورزانه را دگرگون سازند و به آن بافتِ «خردستیزانه» بدهند، به تحقق عینی رهنمودهای ایشان مساعدت نمی کنند بلکه در تفسیری افراطی، آن دیدگاه های بلند را با ذوقِ سلیم و عقل فطری اجتماعی به معارضه می کشانند.

8. اقتدارِ فرهنگ با سه شاخه ی «برنامه ی جامع»، «اجرای درست» و «نظارتِ دقیق» می تواند تحقق یابد. در بابِ هر یک از این ابعادِ سه گانه، سخن بسیار است اما اجمالا تحقق پیام ها و نگرش های رهبری، در صورتی رخ می نماید که این سه ضلع، به درستی مرتبط شوند. انفصال این سه شاخه، عملا جوهره ی اقتدار فرهنگی را دور از دسترس می نماید. آن هنگام که در بخشِ اول انتظار می رفت «سندِ مهندسی فرهنگی» ره به چونان برنامه ی جامعی برزند که تمامِ ابعادِ فرهنگی ایرانِ اسلامی را تبیین نماید، فصولِ مهمِ آن ناتمام مانده اند و به کارگروه ها واگذار شده اند! بدین ترتیب،  در «پیوستِ فرهنگی» نیز چندان نکته ای نمی توان دید و در آن سانی که ضلعِ نخست هنوز در گام های مبهمِ ابتدایی به سر می برد، چه انتظاری می توان از ضلعِ دوم و سوم داشت؟

9. در ادبیات سازیِ «نظام وظایفِ فرهنگی»، بایستی به دایره ی شفاف وظایف و اختیارات نگریست تا مسئولیت های فرهنگی در افق اختیارات تحلیل شوند. به عنوانِ نمونه «صدا و سیمای جمهوری اسلامی»، با تفسیری از قانونِ اساسی، تنها متولی رسمی این عرصه شناخته می شود و هیچ گونه رادیو و تلویزیونی که غیر از  آن سازمان باشد، مشروعیت و رسمیتِ قانونی در کشور ندارد. این دایره ی روشنِ اختیارات و وظایف، می تواند این سازمان را در برابر پرسش های شفاف مسئولیت و کارآمدی قرار دهد. اما در افقِ مسوولیت های زیر چه نهادِ حکومتی - دولتی مسئولیت دارد:

- حمایت از نخبگان و موسسات فرهنگیچ

- ترویج و تعمیقِ فرهنگ دینی

- شناسایی و حمایت از استعدادها و ایده های ارزشمند فرهنگی

- گسترشِ فرهنگ عفاف و حجاب

- ترویجِ فرهنگِ کتاب خوانی و مطالعه ی مفید

- فرهنگ سازی شهرنشینی

- حفظ نهاد خانواده

و...

به نظر می رسد که «عنوانِ عامِ وزارتِ فرهنگ و ارشادِ اسلامی» این تصویر را پدید آورده است که در تمامی عناوینِ فوق و عناوینِ مشابه، این وزارت خانه متولی است! اما با حضور و فعالیت ده ها نهاد و سازمانِ فرهنگی قانون گذار و مجری فرهنگی، حوزه های وظیفه ای آن وزارت خانه بس محدود و یا حداقل مبهم شده اند. با این ابهامِ کارکردی، هماره راه های رفع مسئولیت نهادی وجود داشته و دارد! شفافیت در مسئولیت، مقدمه ای راه گشا برای پاسخ گویی شفاف و با شاخص های روشن است.

10. نقدِ متولیان فرهنگی، فرصت ساز پویش عرصه فرهنگ است. باید آن را قدر شناخت و حرمت نهاد. درگیری روزمره مجریان، در نهادِ خود، توانِ لغزش زایی و خطاافزایی دارد. از این رو، دیدگانِ تیزبینِ رسانه های نقاد و مراجع فرهنگی ناظر، یاور متولیان فرهنگی خواهند بود

برچسب: نویسنده: سرافراز تاريخ: جمعه 21 فروردين 1394 ساعت: 18:15

صفحه بندی